تاریخ نژاد آریایها

در سدهٔ نوزدهم، پس از آنکه زبان‌شناسان زبان‌های هندوایرانی و اروپایی را هم‌ریشه یافتند، برخی از اروپاییان واژهٔ آریایی را به معنای کسی که به زبانی هندواروپایی سخن می‌گوید به کار بردند. در سال‌های پایانی سدهٔ نوزدهم و آغاز سدهٔ بیستم، در آلمان و انگلیس، برخی این واژه را برای توصیف مردم شمال اروپا و اقوام ژرمن به کار می‌بردند. این کاربرد نو از این واژه، پس از جنگ جهانی اول، دست‌مایهٔ گروه‌های نژادپرست آلمانی و به‌ویژه حزب نازی شد.    

درباره خاستگاه آریائیان که در نوشته‌های کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده است چند دیدگاه طرح شده است:

یکی از این دیدگاه‌ها می‌گوید که آریائیان در حدود هشت‌هزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال می‌زیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کرده‌اند که قوم‌های ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاه‌ها آناتولی؛آذرآبادگان؛قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم می‌داند. تازه‌ترین دیدگاه‌ را در این باره جهانشاه درخشانی طرح کرده است. وی خاستگاه این قوم را بستر کنونی خلیج فارس می‌داند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان به تدریج به فلات ایران و پهنه‌های میانرودان تا فلسطین کوچ کرده‌اند و تمدن‌های آغازین آن دیارها را بنیاد گذارده اند. بر پایه همین دیدگاه پهنه‌های شمالی نمی‌توانسته‌اند خاستگاه آریائیان بوده باشند زیرا هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمی‌داده‌است.

 

اصطلاح "-Arya" در زبان هندو-ایرانی از زبان هندو- اروپایی های اولیه (PIE) به عاریت گرفته شده که در آن صفت "یو" به ریشه "آر" اضافه شده و این ریشه به معنای " جمع آوری ماهرانه" است و در کلمات یونانی "هارما"، "چاریوت" و "اریستوت" ” یونانی ( همانند " اریستوکراسی" و اصطلاحات لاتین "آرس"، "آرت" و غیره دیده می شود. به نظر می رسد "آریو-" از حدود زبان هندو-اروپایی های اولیه بالاتر باشد و نمی توان آن را به متکلمین زبان هندی اروپایی اولیه نسبت داد. همچنین گفته می شود که کلماتی مانند “Eire” ، نام ایرلندی کشور ایرلند و “ehre”، معادل آلمانی کلمه honor به معنی آبرو) به این پیشوند مرتبط هستند ، اما این ادعا پایه و اساس علمی ندارد، و از آنجا که "آر-یو" یک صفت PIE کامل و بی نقص است، هیچ مدرکی دال بر استفاده از آن در قبایلی به جز تیره هند و- ایرانی وجود ندارد. در دهه 1850 ماکس مولر ادعا کرد که این کلمه به طور مشخص به جمعیتی از مردم کشاورز اشاره دارد و برای استدلال گفته خود به "آره" اشاره کرد که به معنای " شخم زدن " است . دیگر نویسندگان قرن 19 مانند چارلز موریس از این تفکر دفاع کردند و گسترش متکلمین PIE را به گسترش کشاورزی مربوط دانستند. امروزه اغلب زبان شناسان بین "آره" و این کلمه هیچ رابطه ای قایل نیستند. شکل فارسی قدیم "آریانا" در اوستایی به صورت ÆryānamVäejāh (گستره آریاییها)، در فارسی میانه به صورت "اران" (Ērān) و در فارسی مدرن به صورت "ایران" است . در گذشته در شمال هند شکل آن به صورت tatpurushaAryavarta (مسکن آریاییها) بوده است .

هند و ایرانی

به احتمال زیاد هند و ایرانی های اولیه در حدود 2500 سال قبل از میلاد با هم متحد شدند. کلمه "آریایی" به یک معنا فرهنگی قدیمی است که قبل از فرهنگ های اوستایی ودیک وجود داشته است. مجموعه های باستان شناسی آندرونوو و/یا اسروبنایا در تلاش هستند تا این فرهنگ هند و ایرانی باستانی را شناسایی کنند. کلمه "آریایی " در زبان شناسی به خانواده زبانهای هندوایرانی اشاره می کند. برای جلوگیری از سردرگمی مخاطب در بین معانی مختلف کلمه معمولاً امروزه از این اصطلاح زبان شناسی استفاده نمی شود. به جای آن از اصطلاحات مشخص وبدون ابهام "هند و اروپایی اولیه"، "هندوایرانی اولیه" ،"هند وایرانی" ،"ایرانی" و "هندوآریایی" استفاده می شود. زبان هندوایرانی اولیه به خانواده زبانهای هندوایرانی تکامل یافت. از اعضای قدیمی این خانواده می توان به سانسکریت ودیک، اوستایی و زبان هندوآریایی دیگری اشاره کرد که براساس کلمات عاریتی از زبانی به نام میتانی معروف شده است .

هندوآریایی

باتوجه به اینکه لهجه محلی میتانی مربوط به قبیله هوری می تواند مدارکی دال بر وجود متکلمان هندوآریایی در سال 1500 قبل از میلاد در منطقه میانرودان را یافت؛ به نظر می رسد متکلمان این لهجه از قوانین زبان هندوآریایی در زبان خود استفاده کرده اند . هندوآریایی هایی را که با تمدن ودیک گره خورده اند، گاهی آریایی های ودیک می نامند. متکلمین فعلی زبان های هندوآریایی در بخش وسیعی از مناطق شمالی شبه قاره هند زندگی می کنند. تنها شاخه ای از زبان های هندوآریایی که درخارج از شبه قاره هند و هیمالیا قرار دارند زبان رومی است که زبان مردم روم است . همچنین از کلمه "آریا" به عنوان اسم دختر و اسم پسر در بسیاری از زبان های ایرانی و هندی استفاده می شود. همچنین نام خانوادگی آریا به صورت آرورا هم به کار می رود.

برداشت های قبیله ای

در زبان شناسی تیره ای ارتباط میان این ارزشهای فرهنگی و مردم به تصویر کشیده می شود و در آن "آریایی ها " از سمیتیکها تفکیک شده اند. در پایان قرن نوزدهم این کاربرد آنقدر وسعت یافت که کلمه "آریایی " به عنوان کلمه مترادف با کلمه "Gentile" (غیرکلیمی) به کار رفت وحتی این کاربرد با وجود مقاومت اندیشمندان با استفاده از این کلمه در معنایی به جزمعنای "هندوایرانی" ادامه یافت. در بین سوپرماسیست های سفید این کلمه به عنوان مترادف با کلمه سفید پوست غیر یهودی شهرت دارد. "تیره آریایی" کلمه ای است که در اوایل قرن 20 توسط نظریه پردازان اروپایی، که معتقد به تفاوت فاحش میان انسان ها براساس تیره و قبیله شان بودند، به کار رفت. این افراد عقیده داشتند که هندواروپایی های بدوی تیره ای خاص بودند که در اروپا، ایران و آسیا پراکنده شدند. این مفهوم هنوز هم در نظریه های برتری نژادی که توسط نازیها در آلمان بنا نهاده شدند رواج دارد. دراین کاربرد دو مفهوم اوستایی – سانسکریتی "نجیب " و "مقرب" با نظریات مبتنی بر رفتار نژادی براساس پراکندگی زبان ترکیب شده اند. دراین دیدگاه تیره آریایی برترین تیره انسان ها و خالص ترین نوادگان هندواروپایی های بدوی محسوب می شوند.

در اواخر قرن 19 تعدادی از نویسندگان استدلال کردند که هندواروپایی های بدوی منشا اروپایی دارند. این دیدگاه در ابتدا با مخالفت هایی روبرو شد اما در اواخر قرن 19 به صورت گسترده مورد پذیرش قرار گرفت در سال 1905 هرمان هیرت در مقاله "Die Indogermanen" (که در آن برای اشاره به هندو- اروپایی ها به جای کلمه “Arier” از کلمه “Indogermanen” استفاده شده بود )، ادعا کرد که عده زیادی این عنوان را می پذیرند و نواحی شمال آلمان "Urheimat" را محل شکل گیری تیره هندواروپایی دانست و نژاد موطلایی (blond) را نژاد هندواروپایی "خالص " نامید. در سال 1902 گوستا وکوسینا، هندواروپایی ها را ساکنان شمال آلمان دانست و این نظر وی تا دو دهه مقبولیت خاصی داشت، تا زمان گوردون چیلده ( که تحت تاثیر نظرات مارکسیستی بود ) که در سال 1926 در مقاله " آریایی ها: مطالعه منشا هندواروپایی ادعا کرد که " برتری نوردیک ها در فیزیک باعث شده که آنها از زبان برتری طلبی با بقیه سخن بگویند " (وی بعدها از ابراز این کلمات اعلام تاسف کرد).


از این نظریه در محفلهای علمی کشور آلمان به عنوان یک افتخار ملی یاد می شد و به عنوان حربه ای در دست نازی ها به کار گرفته شد . طبق نظر آنود روزنبرگنژاد نوردیک – آریایی(
arisch-nordisch ) یا "نوردیک آتلانتایی" (nordisch-atlantisch) نژاد برتر بود و در راس هرم نژادها قرار می گرفت و بر سرنژاد یهودی – سمیتیک (jüdisch-semitisch) سایه می افکند این نژاد برای تمدن آریایی همگن آلمان خطر بزرگی بود که در نهایت باعث به وجود آمدن نازیسم آنتی سمیتیک شد. نازیها "نژاد آریایی "را تنها نژاد صاحب فرهنگ و تمدن وشایسته آن می دانستند و در دیدگاه آنها بقیه نژادها تنها می توانند فرهنگ را دچار اضمحلال و نابودی کنند. این استدلال ها برپایه هرم های نژادی اواخر قرن نوزدهم شکل گرفت. همچنین برخی از نازی ها تحت تاثیر هلناپتروفنا بلاواتسکی و نظریه سری وی که در سال 1888 ارائه شده بودند و طبق نظروی "آریایی ها" را رده پنجم از نژاد آتلانتیس می دانستند که در یک میلیون سال قبل زندگی می کرده اند. این افراد همچنین بر نظریات روزنبرگ تحت عنوان شمالی ترین جامعه تاکید داشتند. نازی ها از این نظریه ها برای توجیه قوانین نورمبرگ یا همان قوانین آریایی استفاده می کردند و افراد "غیر آریایی " را فاقد حقوق شهروندی دانسته و ازدواج بین آریایی و غیر آریایی را ممنوع کرده بودند. اگر چه مکتب فاشیسم موسیلینی در ابتدا بر اساس نظریات ضد سمیتیسم شکل نگرفته بود، اما وی قوانینی را بنا نهاد که تحت تاثیر نظریات هیتلر شکل گرفته بود و ازدواج بین "آریایی ها " و "یهودیان " را ممنوع می کرد.

معنای واقعی کلمه "آریایی" در فرهنگ نازی ها دگرگون شد. کولیها که از نژاد هندی بودند غیرآریایی شناخته شدند اما ژاپنیها در طی جنگ جهانی دوم عنوان افتخاری "آریایی " را از آلمانی ها دریافت کردند. در واقع معنای "آریایی " چیزی نبود جز "ملی گرایی ناقص ". استفاده نژاد پرستانه از کلمه "آریایی" و به خصوص استفاده از "نژاد آریایی " در تبلیغات نازی ها باعث شد که این کلمه در غرب دچار دگرگونی معنایی شود به همان شکلی که نماد سواستیکا معنای واقعی اش را از دست داد. در زبان انگلیسی کلمه " آریایی " در معنای یک تیره یا نژاد دیگر کلمه ای تخصصی و فنی نیست و استفاده از آن به عنوان فرد " سفید پوست " در دهه 1930 منسوخ شد چرا که انگلیسی ها و آمریکایی ها آلمانی ها را به علت سرگرم شدن با این واژه به تمسخر گرفتند. در ایالات متحده اصلاح نژاد قفقازی که در مورد آن اتفاق نظر بیشتری بود و چالش برانگیز نبود در مراودات رسمی مورد استفاده قرار گرفت .

 منبع

/ 6 نظر / 11 بازدید
احسان

نوشته های وبلاگت جالب بود.....[چشمک]

[گل]

ابوذر اکبری

میخوام برم میخوام برم از این شهر یه شهر تازه یه نگاهی تازه از نو به نو شدن بدونِ غصه با قلبی که پر از غرور و رازه لبای حسرت هم همیشه بسته است وا میشه لبخندِ گل و ستاره امید و روشنی شعر و شراره محبته که انتها نداره همه میگن از اون روزا و این شهر شاید به این روشنیا نباشه آبی و آفتابی نسیم و بهار اما به شب غصه میگی که پا شه صدا فراوونه یه همصدا کو کیه که بشکونه چراغِ جادو همه یه دل یه حرف یه آشنا شیم مبادا سایه شیم یهو جدا شیم من و تو بایدیم بیا که ما شیم [دست][گل][بغل]

آتریسا

درورد بر هرچه آریاییست... سپاس از لطف شما[گل]

عاشق خدا

سلام من عاشق ایرانم و فرهنگ این مرزو بوم موفق باشی[لبخند]

زینب

چو ایران نباشد تن من مباد [گل][گل][گل][گل]