(همای و پیام پرستو...)

پس از دریافت پیامی از دوست نوجوانمان «پرستو» ، همگی دگرگونه حالی یافتیم و دلگرم و شادمان  اشک شوق ازگونه پاک کردیم (پیش از این در بخش پیام ها آمده بود) ... و «همای» با دریافت آن بر آن شد تا پیامی برای این نوجوان و همه یپرستوهای سرزمین بی کرانمان بفرستد.در زیر پیام دوست خوبمان «پرستو» و «همای» را می خوانید : 

 

پیام «پرستو» : 

من دانش آموز پیش دانشگاهی هستم. دو روز قبل دبیر عزیزم درس مست و هوشیار را درس داد قبل از شروع درس آهنگی را که آقای همای خوانده بودند، برایمان گذاشت( محتسب مستی به ره دید....) باور کنید کلاس غرق در سکوت بود اولین بار بود این صدا را می شنیدیم. بچه ها می گفتند کیه؟ کجا خونده ؟ ایرانه ؟ خارجه؟ دیگه چی خونده؟ همه کلاس مثل تشنگانی بودند که بعد چند روز تو کویر یک چشمه آب پیدا کنن . همه التماس کردیم یک آهنگ دیگه و دبیرمون درست زد به هدف . "به گردی کعبه میگردی پریشان....." نمی دونی چه حالی شد کلاس ؟ اسم همای رو نگفت دبیرمون. فقط آخراهنگ گفت:"هر کسی کو دور ماند از اصل خویش/ باز جوید روزگار وصل خویش " گفت: دختر های گلم سلیقه شما و ذات شما اون آهنگ های بی ربطی که گوش میدید نیست. آهنگ و آواز اصیل ایرانیه که روح تشنه شما رو سیر آب می کنه. این خواننده مثل شما جوونه و دردش درد شماست. حاضره به خاطرهدفش و کشورش جانش رو هم بده. این فرق می کنه با اونایی از سر خوشی و بیکاری هر چرت و پرتی رو میخونن .
زنگ خورد و دبیر من روی تخته کلاس نوشت:
www.mastan-homay.blogfa.com
و ما رو با انبوهی از سوال در ذهنمان رها کرد. بیشتر بچه ها به این سایت رفته بودن و آهنگ های همای رو گیر آوردن بودن . این دو روز تو کلاس ما فقط حرف همای بود همای گیلانی
اول از دبیر خوبم که ما رو باهمای و هنراو آشنا کرد سپاس گزارم و بعد از همای عزیز که ما را با اصل خودمان آشتی داد، متشکرم.

پیام  «همای» : 

 

درود بر تو دوست خوبم پرستوکه پرستوی خوش خبری هم برای من شدی . پیامت را خواندم و برجا ماندم. باورش برایم سخت و شیرین بود ، لذتی  گرم قلبم را فرا گرفت و وجودم را گداخت.هرگز نمی توانستم بیندیشم که شایسته ی آن باشم که آموزگاری در کلاس درس ، برای شاگردانش از من بگوید ... کودک خردسال پارسی زبانی در گوشه ای از سرزمین بی کرانم چکامه هایم را از بر بخواند و یا مادری چامه ی من را برای فرزندش زمزمه کند و ... .

پرستوی پیام آور من

آیا اینها و آیا پیام تو نشانه ایست برای من؟ نشانه ای که بگوید راهم را درست انتخاب کرده ام ؟! اندیشه ام و راهی  را که برای رسیدن به آن برگزیده ام درست است؟!

آیا توانسته ام ترنم نوای ایرانی را ، آنگونه که در قلب من می نوازد و شور و مستی برمی انگیزد با دیگران قسمت کنم؟!

نوای ایرانی آنگونه که در فکر و قلب من پژواک دارد ، توانسته سبب سازِ شادمانی و شور در دیگران شود؟!

آیا پیام های من آنگونه که در روح من با ترنم ایرانی در می آویزد ، توانسته بر جان دیگران بنشیند؟!

آیا این نوایِ آشنایِ همراهِ هر لحظه ی رنج و تنهایی و شادیِ ... من ، مرهم لحظه های دیگران شده؟! 

خرسندم از آنکه چنین آموزگارانی هستند که ایگونه عاشقانه به شما می آموزند.

من هم خود چنین آموزگارانی داشتم و امروز به آنها می بالم. آنها زمانی به ما می آموختند که سرزمین ما ، دستخوش حادثه های ناگواری چون دگرگونی ، جنگ ، فقر و بدبختی بود. بسیاری از آموزگاران ما خود نیز نگران آینده ی شاگردانشان بودند ، چرا که بسیار اندیشه ها در سر داشتند که برای آموختن آن به ما هراس داشتند. از یاد نبرده ام آموزگار ادبیات ما ، همیشه و هر زمان که به ما درس می داد ، پایان درس همیشه می گفت : آنچه که امروز آموختید را به یاد داشته باشید و همیشه این درس را هم از بر باشید « هرجور که می خواهید زندگی کنید ، به شرط آنکه آزارتان به کسی نرسد » .

ای کاش هنوز دانش آموز بودم و در کلاس درس آموزگارت می نشستم و دوباره درس محتسب را از او می آموختم.

پرستوی کوچکم از یاد مبر که تنها خوب درس دادنِ آموزگارت شرط پیروزی تو نیست بلکه خوب یاد گرفتن تو مهم تر از تلاش آموزگارِ توست.

دست های آموزگارت را از سوی من ببوس چرا که آموزگار تو روشنگر آینده ی درخشان توست.

آموزگارانی که من همیشه آنها را به یاد دارم و به آنه افتخار می کنم :

آقای «رضا شاد» ( درس هنر ) ، آقای «فاضل حیدری» ( املا و انشاء ) که همیشه از من می خواست تا به جای انشاء  چکامه بنویسم و به من نمره ی 20 می داد . آقای «فیاضی» که از من خواست به هنرستان بروم. استاد «علی اکبر لایق» که مدیر هنرستان غیرانتفاعی« کمال الملک» بود و چون از خانواده ای تهیدست بودم از من شهریه نمی گرفت. استاد «محمد تقی مرتاض هجری» که به من نقاشی درس می داد و همیشه به من امید می بخشید تا هدفم را دنبال کنم . استاد «صفایی» و ... دیگر آموزگارانم ...  

پرستوی پیام آور

من با ایمان به آموزگارانی همچون آموزگار تو ویارانی همچون تو و آینده ای که با هم خواهیم ساخت ، همواره سخنم را بر زبان خواهم راند و از گفتن پیام های  مهر و عشق و آزادی ، دوستی و برابری و برادری ، شادی و یاری و آبادی ؛ لحظه ای فروگذار نخواهم بود.

 

(مطلب فوق عینا برگرفته از وبلاگ همای میباشد )

/ 10 نظر / 9 بازدید
یه بنده خدا

من به یک احساس خالی دلخوشم من به گل های خیالی دلخوشم در کنار سفره اسطوره ها من به یک ظرف سفالی دلخوشم مثل اندوه کویر و بغض خاک با خیال آبسالی دلخوشم سر نهم بر بالش اندوه خویش با همین افسرده حالی دل خوشم در هجوم رنگ در فصل صدا با بهار نقش قالی دلخوشم آسمانم: حجم سرد یک قفس با غم آسوده بالی دلخوشم گرچه اهل این خیابان نیستم با هوای این حوالی دلخوشم

نانی آزاد ... مترسک

بازدرياي دلم آشوب و طوفانيست امشب باز ابر ديدگانم خيس و بارانيست امشب باز پرواز خيالم خسته از تكرار آغاز باز مهمان خراب آباد و ويرانيست امشب[گل]

امیر

سلام نظر آبادی عزیز . [گل] تا دیروز به علم اعتقاد داشتم و کمی هم ثروت ولی اگر اکنون از من بپرسند گویم قطع به یقین ثروت . در جامعه کنونی ما با ثروت میتوان آبرو و شرف و حیثیت و علم و کارنامه و دانشنامه و آدم و همه و همه چیز های لازم برای زندگی راخرید ولی با علم تنها میتوانی کتاب بوف کور صادق هدایت را بخری و خود کشی کنی . [لبخند][دست][خداحافظ]

ابوذر اکبری

انگار زدی به جدول بایست بگم از اول راه تو اشتباه نیست نخواستم عشقِ سَنبَل راستی بِهت بگم من گوش بگیر و حرف نزن نمیره توی اون سنگ میخهای ریز آهنگ یه معجزه میخوای تو یه درسِ پر مغز و ناب به سوتیهات می خندم میگم ستاره دریاب نقشه ی اول خراب روزهای ترس و سراب نگاهِ تو باهام نیست انگاری ترکید حباب این روزها گیج و تنهام همش به فکر فردام قربونِ دلخنده هات زنده به عشق شمام تو قلبمو نچیدی مگه ازم چی دیدی خرابِ روزگارم تو یارم تو امیدی ٢ رسیده وقتِ رفتن باز تایمِمون سر اومد غروبِ آخر گذشت خورشیدمون در اومد رفتن فقط یه حس نیست رسیدنِ به فرداست دیدنِ روزهای نو شادیِ رسم دریاست کشیدمت رو قلبم آبـی شده تموم قد جزرهای دل تموم شد ماهه و شوره و مد دیگه کسی برامون نمونده جز اون بالا زنده به اون نگاریم دوسِت دارم ای خـدا وقتی چشات سیام کرد ندیدم روز روشن

شقایق دختر همیشه آبی

´´´´´´´´´´´,;****,´´´´ ´´´´´´´´´´´´,*¨¨,“¨¨*,´´´ ´´´´´´´´´´´,**¨¨¨@“;“;;-… ´´´´´´´´´-,¨**¨¨¨¨“)““-““““ ´´´´´´´´//,***¨¨¨¨* ´´´´´´´(,(**/*“¨““¨¨* ´´´´´´((,*/*;);*)¨¨¨¨* ´´´´´((,**)*/**/¨¨¨”¨* ´´´´,(,****.:)*¨¨¨¨¨¨* ´´´((,*****)¨¨¨¨¨¨¨* ´´,(,***/*)¨*¨¨¨¨,¨* ´´,***/*)¨*¨¨,¨* ´)*/*)*)*¨¨* /**)**¨¨“\\)\\)

نویسا

داستان حکایت امروز ودیروز نیست ، انگار چند ساله که حروف الفبای زندگی ما نمی تونه بیشتر از چند کلمه تکراری برامون چیز دیگه ای بسازه.... ممنون از حضورتون با همین مطلب به روزم و .منتظر شما

لیلا

سپاس شمارو ذر نظرات یکی دیگه پیدا کردم وخوشم اومد موفق باشی[گل]