ضمن سلام و تبریک عید سعید غدیر به همه دوستان عزیز و خوبم ،به اطلاع میرسانم تا تاریخ 6/10/87 عازم سفر میباشم ،و امکان به روز رسانی وبلاگ و سر زدن به وبلاگ دوستان خوبم را ندارم ،انشا اله اگه عمری باقی بود پس از بازگشت از سفر حتما به وبلاگ دوستان سر خواهم زد .

 

/ 17 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حجت اکبری پسر آبی

سلام. خوبی؟ ممنون سرزدی استقلال رفت ترکیه 2تا بازیکن جدیدم میخواد بگیره!!! آپ کردم. بدو بیا فـــــــــدای هـــــرچـــــــــی آبــــــیــــه فعلا[گل][قلب]

sababoy

امشب چه خواهم گفت. با لبهای بی بارش که هیچ نمی گوید، صبورانه سخن خواهم گفت. امشب نفس خواهم کشید و تا از نفس نیفتاده ام، در خیابانها پرسه خواهم زد و تنها زندگی خواهم کرد و با چشم توختن به هر چهره که می گذرد، همانگونه خواهم ماند. زرد برگهای کوچه را جمع خواهم کرد و با هر چه در توانم هست به شتا سلام خواهم گفت. شب یلدایتان مبارک!

خادمین خدیجه کبری

با سلام [گل] گفت: آن یار کزو گشت‏ سردار بلند جرمش آن بود که اسرار هویدا می‏کرد. [گل] [گل] [گل] با حکایتی از تذکره اولیا عطار به روز هستیم. [گل] یا حق [گل][گل]

رشید داودی

سلام [گل][گل][گل] عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویس" که چرا عشق به انسان نرسیده است؟! چرا آب به گلدان نرسیده است و هنوزم که هنوز است غم عشق به پایان نرسیده است بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید ،بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است؟! چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟! عصر یک جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس ...... تو کجایی گل نرگس....!!! [گل][گل][گل] با سه مطلب جدید به روزم البته با کمی تاخیر

علیرضا رزمی

آقاي ما! در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمين و نگاه زهرآلود زمان، دستهاي ما تو را مي طلبد يا مولا! مهر در سراشيب جاده ي عمل زير چرخهاي سنگين ستم له ميشود در نبودت! تو ما را رها نخواهي کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتي هر ثانيه در آرزوي زيارت رخ چون خورشيدت، دست بر آسمان داريم و در محمل نياز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا مي کنيم! آقاي ما! بيا که احساس نيازمند توست! پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند! بيا که دستهاي نا توان ما در آرزوي ياوري تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر مي چيند و لطافت باران را به جاده هاي عشق مي پاشد، بلکه گلستاني بسازد از گلهاي ناز و اطلسي که فرش راهت باشد و خاک قدمت! بيا که زمين تشنه ي محبت و سلام توست و زمان در نقطه ي انتظار ايستاده است.......... برگرفته از آثار ارسالي به جشنواره طوبي

sababoy

من آه دلم را بدست نسیم پاییزی داده ام. دانه به دانه آجرهای مشکی اتاقت، تجسم آن آه اند. I gave my heart's sigh to fall breeze. Each black bricks of your room are incarnation of that sigh, one by one

سعید گودرزی

معذرت دیر سر زدم:([ناراحت] برو که خدا فقط میتونه پشت و پناهت باشه یاحق سپردمت به پشت و پناهت

سالار

سلام دوست عزیز من را با عنوان لینک بازی لینک کن بعد من هم شما را لینک خواهم کرد خیلی سریع