مسلمان ظالم یا کافر عادل

هلاکو مغول در قرن ۷ به بغداد حمله کرد و المعتصم بالله را سر به نیست کرد.                         

وی همه علما از شیعه و سنی را جمع کرد و سوالی پرسید که شاید امروز سوال بسیاری از ماست .

 سوال او این بود:

"به من بگویید کدام مقدم است: حاکم مسلمان ظالم یا حاکم کافر عادل؟"

سپس در را رویشان بست.

گفت اگر  تا ۳ روز جواب دادید که دادید و الا جانتان را ازدست می دهید .

یک فقیه شیعه بر خاست و گفت من جواب دارم .

حاکم کافر عادل مقدم بر حاکم مسلمان ظالم است .

گفت دلیلت ؟

گفت : "مملکت با کفر می ماند ولی با ظلم نمی ماند . "

بقیه هم این را تصویب کردند .

 این به عنوان رسمی در تاریخ فقهی ما ماند که عدالت مهمتر از دیانت است.

شعار شیعه در تاریخ همیشه عدالت بوده است.

 

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Sababoy

سلام و ممنون از شعر زیباتون. عید شما هم مبارک.[گل]

سیاوش

سلام دوست قدیمی ممنون از حضور شما . و تبریک این عید زیبا . کلمه ی آخر متن شما : "بوده است" گذشته ها اینگونه بوده (متاسفانه) اما اکنون تنها موضوع کاملا بی اهمیت عدالت است و بس . واژه ای غریب . شب خوش

خادم خلق الله

سلام میلاد آقا امام رضا (ع) رو به شما تبریک میگم. ببخشید که قبل از میلاد سر نزدم سرم حسابی شلوغه .[گل]

ابوذر اکبری

مـا بیشماریم خـدائی داریم برای فـردا عشقو میاریم خـدای نوره خـدای خورشید ایـزدِ زیبا خالق امید اِلهِ تو شر از نسل شیطان سیاه و تاریک کابوسِ ایــران سوز زمستون بقا نداره حتی تو برفا غنچه بیداره به وقتِ رویش به وقتِ فریاد بوسیدنی نو کابوسِ شیاد ٢ مـا بیشماریم فدای ایــران عاشقِ خونه به شکر یـزدان دروغ نمی خوایم حسرت نباشه وقتشه پا شیم این اصل راهشه سایه ها میرن سرباز نـوریم با یادِ کـورُش یه پارچه شوریم مـانـا اهـورا مرگت اهرمن دستا گره مشت به نام مـیهـن به نام مـردم یا هر چه خوبی فصلِ تهاجم داره غروبی ٢ فصل من و مـا انسان بهـاره خنده و سُرور شـادی می کاره بذار بمیرن بدها تو قصه گم شن تو برزخ از فـرطِ غُصه روباهِ بدکار گرگِ ریاکار اجنبیِ دَد خرسِ جیره خوار شرم بر شقاوت نفرین ملـت ننگِ عالَمید چنگالِ نکبت بی ریشه گی گ

ابوذر اکبری

به امید اون روز با طلوعی آبی آبی ....... یا او [بغل][گل]

baroonii

jaleb bod... man mitonam shoma ro link konam?

ستاره

سلام و شبتان بخیر دوست عزیز با مطلبتان کاملا موافقم. لطفا آدرس وبلاگم را تصحیح بفرمایید.البته فقط 1 بهش اضافه شده است. ممنونم از حضور صمیمانه شما [گل][لبخند]

دلتنگی های یک عمه

اما با این همه تقصیر من نبود که با این همه... با این همه امید قبولی در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصیر هیچ کس نیست از خوبی تو بود که من بد شدم! قیصر امین پور

ابوذر اکبری

تو که ما رو نمیخوای به شهر دل نمیای دیگه تقصیر من نیست اصلاً از عشق چی میخوای تو که نامهربونی به فکر دیگرونی نگاهت جای دیگه است میگی که همزبونی عزیزم نمی دونی دلم رو می شِکونی قلبم موند زیر پاهات الهی که بمونی بمونی و بخونی که از عشق نمی دونی همش دروغ و نیرنگ جادوگری فُلونی تو درگیرِ فسونی ٢ میگمت سرکار خانوم یه بغضه توی گـَ لوم دلت همش هوائی نمیخوامت یک کلوم میگی من سرکار خانوم بیا بشین روبروم دیگه بس کن گلایه تمومش کن والسلوم اشتب و خَبط در کار نیست یار تو بچه غار نیست دلم گواهی میده که عشقت موندگار نیست تو که ما رو نمیخوای به شهر دل نمیای دیگه تقصیر من نیست اصلش از عشق چی میخوای عاقل شدم دوباره دیوار بی قواره میشکونمت با حرفی گریه فایده نداره کی پائیز کی بهاره . . .