سکون و حرکت

 

مطهری در کتاب حق وباطل جملاتی به این مضمون نوشته  :
 
 
از کودکی همیشه این سوال
 
برایم مطرح بود که :
 
چرا قطار تا وقتی ایستاده
 
است کسی به او سنگ نمی
 
زند....
 
اما وقتی قطار به راه افتاد
 
سنگباران می شود...
 
این معما برایم بود تاوقتی
 
که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم
دیدم این‏ قانون کلی زندگیما
 
ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی
 
تا وقتی که ساکن‏ است مورداحترام
 
است ..   
 
تا ساکت است مورد تعظیمو
 
تبجیل است
 
اما همینکه به راه افتاد و
 
یک قدمبرداشت نه تنها کسی کمکش
 
نمی‏کند ، بلکه‏ سنگ است که بطرف
 
او پرتابمی‏شود
 
و این نشانه یک جامعه مرده
 
است
 
ولی یکجامعه زنده فقط برای
 
کسانی احترام قائل است که

 
متکلم هستند نه‏ ساکت ،
 
متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه
 
بی‏خبرتر.

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خادم خلق الله

با سلام و تبریک سال نو آدرس وبلاگ من تغییر کرده اگر وبلاگ منو لینک نموده اید لطفا اصلاح بفرمایید http://khademkhalgollah.persianblog.ir

سوگل

این یه اصل هر چی بیشتر اوج بگیری در دید مردم کوته نظر کوچکتر به چشم میایی... راستی به روز شدم خوشحال حضور سبزتون رو در وبلاگم احساس کنم [گل]

ابوذر اکبری

میدونی روزگارم کمی اندازه ای سرده وقتی که من از تو دورم شکلها اندازه ی درده هیچ کسی قدِ تو یار نیست تو تمومِ روزگار نیست هیچ کسی نمیگه ای دل تا خـدا هست انتظار نیست روزا پوچ و گُنگ و محون شبا بی سایه ترینن وقتی که من از تو دورم غربت و تلخی قرینن با تو معنا میشه حرفام با تو انگاری وجودم با تو هنگامه ی شـادی بی تو بودِ من نبودم سخته دنیا اما بی تو سرد و کوتاه و زننده ای پدیدآر ای جهانبخش عاشقی و مهـر و خنده میدونی که با تو هر دل رنگی از حسرت نداره دروغها کوچیک و پَستن هیچکدوم حرمت نداره ای تو زیـبا ای اهـورا

احسان

سلام.به قول سوگل کاش تا زنده ایم قدر همو بدونیم..شاید فردا کمی دیر باشد.. به روزم با(رنگ خدا).ممنون

خادم خلق الله

با سلام و با تشکر از حضور شما در وبم. مطلب آموزنده ای بود . آپم و منتظر حظور شما[گل]

ابوذر اکبری

میدونی روزگارم کمی اندازه ای سرده وقتی که من از تو دورم شکلها اندازه ی درده هیچ کسی قدِ تو یار نیست تو تمومِ روزگار نیست هیچ کسی نمیگه ای دل تا خـدا هست انتظار نیست روزا پوچ و گُنگ و محون شبا بی سایه ترینن وقتی که من از تو دورم غربت و تلخی قرینن با تو معنا میشه حرفام با تو انگاری وجودم با تو هنگامه ی شـادی بی تو بودِ من نبودم سخته دنیا اما بی تو سرد و کوتاه و زننده ای پدیدآر ای جهانبخش عاشقی و مهـر و خنده میدونی که با تو هر دل رنگی از حسرت نداره دروغها کوچیک و پَستن هیچکدوم حرمت نداره ای تو زیـبا ای اهـورا

ژان والژان

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام دوست جونم [قلب][بوسه] سال نو مبارک دوستمممممممممممممممممممممممم [قلب][بوسه]

zakhmedell(شايان)

واقعا تمثیل عالی بود متشکرم خیلی خیلی متشکرم دیدگاه شما بسیار زیباست تقدیم به شما که بهترینید[گل][گل][گل]

zakhmedell(شايان)

به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست به دنبالش نگرد خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست خدا در قلبي است که براي تو مي تپد خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد خدا آن جاست در جمع عزيزترين هايت خدا در دستي است که به ياري مي گيري در قلبي است که شاد مي کني در لبخندي است که به لب مي نشاني خدا در بتکده و مسجد نيست گشتنت زمان را هدر مي دهد خدا در عطر خوش نان است خدا در جشن و سروري است که به پا مي کني خدا را در کوچه پس کوچه هاي درويشي و دور از انسان ها جست و جو مکن خدا آن جا نيست او جايي است که همه شادند و جايي است که قلب شکسته اي نمانده در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش در نگاه عاشقانه زني است به همسرش بايد از فرصت هاي کوتاه زندگي جاودانگي را جست زندگي چالشي بزرگ است مخاطره اي عظيم فرصت يکه و يکتاي زندگي را نبايد صرف چيزهاي کم بها کرد چيزهاي اندک که مرگ آن ها را از ما مي گيرد زندگي را بايد صرف اموري کرد که مرگ نمي تواند آن ها را از ما بگيرد زندگي کاروان سرايي است