تو نیکی کنو در دجله انداز . که ایزد در بیابانت دهد باز

ابرت داوینسنز، قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی که در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود، در پایان مراسم زنی به سوی او دوید و با تضرّع و التماس از او خواست پولی به او بدهد تا بتواند کودکش را از مرگ نجات دهد، زن گفت که او هیچ هزینه ای برای درمان پسرش ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش میمیرد. قهرمان گلف درنگ نکرد و بلافاصله تمام پولی را که برنده شده بود به زن بخشید.
هفته بعد یکی از مقامات رسمی انجمن گلف به او گفت که ای رابرت ساده لوح خبرهای جالبی برایت دارم، آن زنی که از تو پول خواست اصلاً بچه مریض ندارد حتی ازدواج هم نکرده است او تو را فریب داده دوست من.
رابرت با خوشحالی جواب داد: خدا را شکر پس هیچ بچه ای در حال جان دادن نبوده است. این که خیلی عالی است!

/ 3 نظر / 5 بازدید
شبنمکده

يک مرد که چلچراغ باشد دلداده ي سر دماغ باشد اي مدعيان عشق و مستي در بين شما سراغ باشد پيري برسيد و گفت بشنو دارم خبري که داغ باشد سيمرغ مجو كه قاف ديدم در دامنــــه اش كلاغ باشد آتشـــگه دل چنان بسوزان سنــگ تو هميشه داغ باشد بيخـود دم از عاقلي مزن كه حــق بــا پـســـر الاغ باشد تـفـسـيـــر تــرا نمي پسندد آنكس كه اســيـر باغ باشد در آيـنـــه لحظه اي نظر كن شايد كه يـكي چراغ باشد [گل]

آتریسا

چه سخاوتمند و مصفا... کاشکی بهره ای از آن بریم[گل]