موفقیت در کلام استاد علی حاتمی

تاثیر هنر بر افراد برهیچ کس پوشیده نیست و شاید یک جمله زیبا یک شعر دلنشین، یک عکس و نقاشی زندگی ما را دگرگون کند. دیالوگ های فیلم ها هم بخش هایی از یک اثر هنری هستند که بسیار تاثیر گذارند. علی حاتمی اما جایگاه ویژه ای در این باب در سینمای ما دارد.

علی حاتمی نابغه سینمای ایران است. کسی که گفته ها و دیالوگ هایش ضرب المثل شده اند. حتی برخی اوقات ما جمله ای را به کار می بریم که گوینده و مرجعش را نمی دانیم اما دوستش داریم و به ما انرژی مثبت می دهد. از این به بعد دقت کنید شاید دارید دیالوگ یکی از فیلم های حاتمی را که از زبان یکی از بازیگرانش گفته شده به کار می برید.

دراین قسمت  برخی دیالوگ های بسیار معروف آثار حاتمی که کلید راه موفقیت هستند و عجیب بردل و جان می نشینند برای شما انتخاب کرده ایم:

علی حاتمی در فیلم کمال‌الملک از زبان استاد نقاش می‌گوید:

من آرزو طلب نمی‌کنم، آرزو می‌سازم. 
 

دیالوگی به یاد ماندنی از فیلم حاجی واشنگتن (1361):

آیین چراغ، خاموشی نیست

 

دیالوگ آخر امیرکبیردر سلطان صاحبقران در حمام فین کاشان:

مرگ حق است ولی به دست شما بسی مشکل، اما شوق از میان شما رفتن مرگ را آسان می‌کند.
 

دیالوگ امین تارخ در فیلم دلشدگان که با صدای جاودانه استاد شجریان همراه است:

در طریقت ما شرط اول تر دامنی است و آدم خیس هراس بارون نداره!

 یکی از دیالوگ های بیادماندنی فیلم مادر:

شب رو باید بی‌چراغ روشن کرد.

 

مظفرالدین شاه در فیلم کمال الملک:

همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید.
 

باز هم در فیلم کمال الملک، ناصرالدین شاه خطاب به مدیر مدرسه هنر می‌گوید:

هنر مزرعه بلال نیست که محصولش بهتر شود از ستاره‌های آسمان هم یکی می‌شود کوکب درخشان، الباقی ای، سوسو می‌زند
 

حبیب آقا در آخرین دیالوگ فیلم سوته دلان:

همه عمر دیر رسیدیم .

«کمیته مجازات، جایی که می‌گوید:

این ملت خواب، این ملت بنگی و افیونی و خواب(علی حاتمی برگذشتگان ما خرده می‌گیرد که چرا به جای مبارزه، عقب نشستند و اسیر افیون شدند.».

 در «حسن کچل» دیالوگ بسیار زیبایی به یادم هست:

شاعر و تاجر که با هم فرق نداره، تاجر ورشکسته شاعر میشه، شاعر پولدار میره تاجر میشه!
 

ناصرالدین شاه در کمال الملک:

برای آمدن به چشم نقاش،باید درچشم انداز بود. 


مظفرالدین شاه:

کار جهان به اعتدال راست میشود. اتابک بدش نیاید، ما که صدراعظم مثل بیسمارک نداریم .

/ 2 نظر / 6 بازدید
ابوذر اکبری

سکوتِ من از ترسِ توست ای نا امید از یإس توست سقوطِ من یه راه بد یه انتظار تا ماهِ بعد پایانِ شک پایانِ جان این روزها با من بمان با من بمان تا مـا شویم خود ساختن فـردا شویم با من بمان چون کودکی بی اضطراب یکی یکی سرودِ مـا یکی شدن به پای عشق با جان و تن سکوتِ من از خشم نیست از بغضِ تو این مرگ چیست سقوطِ مـا تنها شدن در خود خموش رسوا شدن . . .

[گریه][فرشته]